تبلیغات
نسیمی از آسمان - مطالب ابر ویژه نامه محرم
نسیمی از آسمان
دست‌نوشته‌ها و دل‌مشغولی‌های حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

ابوالفضل عباس بن علی بن ابی طالب

* پدرش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و مادرش فاطمه بنت حزام بن خالد مشهور به ام البنین است. پدر امّ‌البنین از چهره‌های شاخص و ممتاز عرب و به شجاعت، سخاوت، شرافت و کرامت مشهور بود. عامربن طفیل، فرزند جده‌ی نخستین امّ البنین، جنگاوری توانا و سوارکاری دلاور بود. ابوالفضل وارث فضایل پدر و سجایای رفتاری و وجودی مادر بود.

* سن: شهادت 34 سال

* ویژگی‌ها و فضایل: ابوالفضل العباس، ابوالفضائل یعنی پدر و دارنده‌ی همه‌ی فضیلت‌ها بوده است. در روایت امام صادق، نافذالبصیره و صلب الایمان معرفی شده است. با ایمان، بامعرفت، وارث علم علوی، شجاعت حیدری، فقه نبوی، حلم حسنی و رشادت حسینی بود. گفته‌اند او را ابوالفضل نامیده‌اند زیرا فرزندی به نام فضل داشته است.

 

چه بگویم از پدرتان عبّاس که در توصیفش کلمه خضوع می‌کند، کلام پر می‌ریزد و سخن لال می‌شود. عباس من، کلمه‌ی خدا بود و کلمات خدا را اگر دریاها مرکب شود و شاخه‌های درختان قلم و همه‌ی آسمان صفحه و هر چه فرشته نویسنده، نمی‌توان نوشت.

فکرش را بکنید. مادری سی‌وچهار سال دست‌هایی را ببیند و ببوسد که روزی خاک بر آنها بوسه خواهد زد. من نبودم و ندیدم. می‌گویند در ساحل علقمه، هنگام افتادن دستها در خونابه، زنی قامت خمیده آمده بود و دستها را می‌بوسید و صدا می‌زد: «فرزندم عباس. عزیز مادر عباس...»

یعنی فاطمه هم دستهای عباس را بوسیده است؟ شش معصوم، بازوان بابایتان را بوسیده‌اند. هیچ پیغمبرزاده‌ای این همه عزت و عظمت نیافته است. پدرتان عزیز بود، فردا قصه‌ای دیگر از او خواهم گفت.

گفتم دستهای عباس بوسه‌گاه مولایم علی و حسن و حسین علیهم‌السلام بود. عجیب بود عشق و محبت آنها به عباس. من مادر عباس بودم، اما عباس عزیزم بیش از آنکه در آغوش من آرام بگیرد، به گرمای آغوش حسین خو کرده بود.

کنار گهواره، لای لای زینب بود که خواب آرام را به چشمان عباس می‌بخشید و نوازشهای ام‌کلثوم بود که خنده را مهمان لبان عباس من می‌کرد. زینب من، کمتر دستهای عباس را می‌بوسید. او بوسه بر پیشانی عباس می‌زد و من دریافتم این پیشانی هم فرجامی چون دستها خواهد یافت.

شنیده‌ام در کربلا پدرتان این همه محبت را جبران کرده است. شنیده‌ام صدای پای او به خیمه‌ها آرامش می‌بخشید و طنین شیهه‌ی اسبش دل‌ها را به اطمینان و سکینه می‌خواند.

شنیده‌ام سکینه، دردانه عزیز حسین، به اهل خیمه می‌گفت: «آسوده بخوابید که چشم عمو بیدار است.»



ادامه مطلب
طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: معرفی شهدای کربلا، ویژه نامه محرم،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

محمدبن علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام

مشهور به محمد اصغر، کوچک‌تر از محمد حنفیّه بود و برخی او را همان ابوبکربن علی می‌دانند.

سن: حدود 36 سال

ویژگی‌ها و فضایل: رزمنده و چالاک، وفادار به اباعبدالله، بصیر و دین‌شناس، صبور، عالم به قرآن و معارف و اهل بیت، فداکار و پاکباز.

 

محمد دو سال کوچک‌تر از برادرش محمد حنفیّه بود و به همین دلیل محمد اصغرش می‌گفتند. نشان از پدر داشت و خون غیرت و حماسه در رگ‌هایش می‌جوشید. همه‌گاه و همه جا می‌گفت: حسین مولا و مقتدای من است.

رزم با هجوم کرکسان رذل آغاز شد. سپاه امام تیرباران شد و سپس ستاره ستاره یاران بر خاک افتادند و دشت گلگون قطره قطره خونشان را نوشید.

نوبت به محمد رسید. با شوقی عجیب خود را به امام رساند. اذن میدان طلبید. امام او را دعا کرد و اذن میدان بخشید چند گامی پیش رفت و برگشت. ایستاد. در چشم‌های امام نگریست و گفت: تشنه‌ام! آمدم از نگاهت جرعه‌ای دیگر بنوشم و با توانی که از این نوشیدن می‌یابم، مستانه بجنگم.

گرد و غبار برخاست. صدای گرم محمد در میدان پیچید. رزم خیبر و صفّین تداعی شد. همه به هم می‌گفتند: فرزند علی علیه‌السلام به میدان آمده است. تیغ جان شکار محمد قلب‌ها را به ضیافت مرگ می‌برد؛ به مهمانی شعله‌های خشم خدا. می‌جنگید و رجز او میدان را می‌لرزاند.

رهبر و سرورم علی است که سرفراز و بلندمرتبه است. من از نسل بنی‌هاشمم که نیک‌مردان بخشنده و بزرگوارند. این حسین است فرزند رسول خدا و پیامبر الهی. من با شمشیر آبگون از او حمایت و پاسداری می‌کنم. من جان خویش را قربانی برادر بزرگوارم می‌سازم.

سرانجام تشنه‌کام و زخم‌خورده محاصره شد. بی‌شرم مردم خون‌آشام گرد او حلقه زدند. عقبةالغنوی بر او نیزه زد. زجربن بدر نخعی تیزی شمشیر را در پهلویش نشاند و مردی از بنی‌ابان بن دارم تیر بر سینه‌اش زد. محمد افتاده بود و تیغ و سنگ و نیزه بدنش را نشانه می‌رفت. امام خود را کنارش رساند. آخرین رمق بر لب‌ها نشست. چشم را گشود و گفت: مولای من، بنشین تا دیگر بار چشم‌هایت را ببینم. امام نگاه اشک‌آلود را گشود و محمد به لبخندی چشم بر هم نهاد.

منبع: کتاب آیینه داران آفتاب؛ محمدرضا سنگری




طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه محرم، معرفی شهدای کربلا،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

عون بن عبدالله بن جعفر

پدرش عبدالله  فرزند جعفر طیّار و مادرش حضرت زینب کبری است.

سن: حدود 20 سال

ویژگی‌ها و فضایل: پرورده‌ی دامان حضرت زینب، بخشنده و کریم، شجاع، خوش‌سیما، دوستدار اباعبدالله الحسین، دین‌شناس، آشنا به معارف قرآنی، بصیر و صبور، قاری قرآن و مروّج فرهنگ قرآنی

 

هر چه میدان خونین‌تر، عطش سنگین‌تر و نبرد داغ‌تر و شمشیرها نزدیک‌تر می‌شد، آرامش و صبوری و پایداریش بیشتر می‌شد. چگونه چنین نباشد که مادرش زینب، معلم شکیب و استقامت و ایمان است.

عون پس از محمد بی‌تاب شهادت است. کنار عمو می‌ایستد.

ـ عموجان، اجازه می‌دهی به میدان بروم؟

ـ عزیز خواهر، مادرت تنهاست. محمد به میدان رفته است. میدان بی‌رحم است. شمشیرها سنگدل‌اند دشمن است و نیزه و تیر و قساوت

ـ عموجان، بگذار بروم. من از اکبر و قاسم و محمد عزیزتر نیستم. می‌روم تا جان فدای دین کنم. می‌روم تا کفار را از دم تیغ بگذرانم.

حسین بر می‌گردد. کسی بر تلّ زینبیه نیست. زینب در خیمه است. عون به اشارت دایی قدم در میدان می‌گذارد.

می‌جنگد و از میمنه سر در می‌آورد. تکبیر می‌گوید. او از میان کشتگان و انبوه شمشیرها و تیرهای افتاده بر میدان می‌گذرد. تکبیر می‌گوید و تیغ می‌چرخاند. حلقه‌ی محاصره تنگ‌تر می‌شود.

نزدیک‌تر می‌شوند. تیغ‌ها نازکای بدن را می‌شکافند. عبدالله بن قطنه نبهانی طائی با نیزه بر شانه‌اش می‌زند و دمی بعد شمشیر او گلبرگ شاخسار وجود زینب را بر خاک می‌افکند.

امام دو نوجوان رشید زینب را به خیمه‌ی شهیدان برد. زنان و کودکان سوگوار به تماشا بیرون آمده بودند و تنها زینب در خیمه تنها نشسته بود.

سلام بر رشادت و صبوری و پاکبازی عون که عظمتش را از زبان ستایشگر مهدی باید شنید که می‌گوید:

السلامُ علی عون بن عبدالله بن جعفر طیّار فی الجنان، حلیف الایمان و منازع الاقران، الناصح للرحمن، التّالی للمثانی و القرآن.

سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر طیّار که هم‌پیمان ایمان، رزمنده‌ی میدان، یاور خدای رحمان و زمزمه‌کننده‌ی قرآن بود. لعنت و نفرین خدا بر قاتل او عبدالله بن قطنه‌ی طایر نبهانی باد.

منبع: کتاب آیینه داران آفتاب؛ محمدرضا سنگری




طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه محرم، معرفی شهدای کربلا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

محمدبن عبدالله‌بن جعفربن ابی‌طالب

فرزند عبدالله جعفر همسر و مادرش حضرت زینب علیهاالسلام است.

سن: حدود 18 سال

ویژگی‌ها و فضایل: فهیم و بصیر، پرورده‌ی دامان زینب کبری، شجاع، دین‌شناس، ارادتمند ابا عبدالله، پاکباز و از جان‌گذشته، مظهر وقار و ادب و سیرت زینتی.

 

بایستید و گام پیش‌تر مگذارید. همین جا بار خواهیم گشود. همین‌جا به خدا، ریزشگاه خون ماست.

محمد به خاک افتاد. بوسید و بویید. سجده کرد و به شوق اشک ریخت.

خاک بوی بهشت می‌داد. فضا لرزشی غریب داشت. ستون‌هایی از نور تا آسمان قامت می‌کشید. خیمه‌ها افراشته شد و محمد در کنار برادرش عون، در همسایگی مادرش زینب روز حماسه و خون و پرواز را آماده شدند.

هر لحظه رسول حادثه‌ای و هر روز زادگاه رویدادهایی بود که عاشقان را برای مجاهده و ایثار آماده‌تر می‌کرد. آمدن عمر سعد، نامه‌نگاری‌های امام به کوفه و محمد حنیفه، گفت‌وگوی نمایندگان عمرسعد با امام، نامه‌ی عبیدالله، بستن آب و آمدن شمر به کربلا، چشم خفته‌ی شمشیرها را از نیام می‌گشود و سینه‌ها و سرها را برای زخم و تیر و نیزه آماده می‌کرد.

محمد شب عاشورای عشق را میان نماز و زیارت امام و دیدار مادر تقسیم کرد. صبح چشم‌هایش را که از سلوک اشک و استغاثه آمده بودند، به دیدار سلسله جبال ایمان و اخلاص و عشق رساند.

خورشید نیمی از آسمان را پیموده است. دشت گلگون و داغ و غبارآلود است؛ یاران اندک و دشمن آزمندانه و بی‌تابانه به فرجام می‌اندیشد.

نوبت به بنی‌هاشم رسیده است.



ادامه مطلب
طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه شهدای بنی هاشم کربلا، ویژه نامه محرم،
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

عبیدالله بن عبدالله بن جعفر

سن: 20 سال

ویژگی‌ها و فضایل: شجاع، بصیرتمند در دین، قرآن‌شناس، شیفته‌ی اباعبدالله، صبور، جسور و بی‌پروا در نبرد، بخشنده و سخاوتمند بود.

خیمه‌های عاشقی برپا شده بود. عارفان شب‌زنده‌دار شب‌ها به نیایش و نجوا، نماز و نیاز، رکوع و سجود، به صبح می‌رسیدند. عبیدالله نیز خلوتش را به قرآن و نماز می‌گذارند و خلوتش را همپای محمد و عون، مقابل امام و مولای خویش، زانو به زانوی ادب و وقار و آموختن و جان افروختن.

چند روز بزرگ صدای بال فرشتگان را آشنای زمین کرده بود و سر شوریده‌ی عاشقان را آشنای عرش. سپیده‌ی پاکبازی از مشرق کربلا دمید و صبح سرفرازی و سربازی چشم در چشم بیدارترین دیده‌های خدا دیده طالع شد.

عبیدالله صبح تیرباران را پشت سر نهاد.  نوبت به عبیدالله رسیده بود. به پیشگاه امام و مولایش رسید. اذن میدان طلبید و به سان ماهی در کام موج نیزه و تیغ و سنان فرو رفت. از کنار دو برادر شهید گذشت. سلامشان داد و شمشیر درخشان خود را چرخاند. در برگ‌ریز عصر عاشورا عبیدالله نیز پس از رزمی شجاعانه و کشتن جمعی از دشمنان در محاصره افتاد و سرانجام با تنی همه زخم قطره قطره بر خاک داغ عاشورا چکید. قاتل او را بشربن حویط قانصی نوشته‌اند.

تا آخرین نفس شعار «یا محمد یا حسین» او در کربلا پیچیده بود و لبخند دلنشین آخرین، گواه وصال پرشکوهی بود که تنها شهیدان عارف و عاشق ادراک می‌کنند.

منبع: کتاب آیینه داران آفتاب نویسنده: محمدرضا سنگری




طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه محرم، شهدای هاشمی کربلا،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

عمربن علی‌بن ابی‌طالب

سن: حدود 35 سال

ویژگی‌ها و فضایل: شجاع و دلاور، سوارکار ماهر، پیروزمند آزمون‌ها، شیفته‌ی اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، صبور و بصیر و دشمن‌شناس، فصیح و بلیغ، سخاوتمند و مهذّب، مهمان‌نواز، یاور مظلومان بود

 زبان‌زد همه بود در نیکوکاری و خوش‌سیرتی و سخاوت. فصیح بود و ادیب و سخنور. سحر کلامش چشم‌ها را از حرکت باز می‌داشت و زبان را به تحسین و ستایش می‌گشود.

خوش آمدی عمر! این جا کربلاست! همان زمینی است که قلب تو پیش‌تر به آن رسیده بود. این جا کعبه‌ی توست؛ کعبه‌ی دل‌هایی که سعی صفا کرده‌اند؛ از سنگباران شیطان آمده‌اند؛ تیغ بر حلقوم اسماعیل تعلّقات نهاده‌اند و جز محبوب را طواف و لبّیک نشناخته‌اند.

این جا کربلاست. خیمه برپا کن. رکعتان وصال را به جای آور. جان از نیام برآور و در میدان جولان بده تا احرام ارغوانی شهیدان بر تنت کنند و میقات و میعاد واصلان نصیبت گردانند.

عمر! تو فرزند علی هستی، خانه‌زاد خدا، شهید محراب و مسجد؛ و اینک سرباز فرزند علی، برادرت حسین. در این خاک چنان جان‌فشانی کن که پدرت برای پیامبر بود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: شهدای هاشمی کربلا، ویژه نامه محرم،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.