نسیمی از آسمان
دست‌نوشته‌ها و دل‌مشغولی‌های حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 مهر 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

رفتن به بیمارستان و همدم شدن با پرسنل اونجا، ، برکات زیادی داشت. یکی از برکاتش این بود که دکترهمتی، یا همون محسن جون خودمون، منو با چند نفر از خیرین عرصه سلامت آشنا کرد. قرار بود بعد از ظهر، با یکی‌شون که خیلی مشتاق بود برای حوزه سلامت و درمان، یه خونه وقف کنه، جلسه داشته باشیم و چندتا پیشنهاد برای وقف بهش ارائه کنم.

  نماز که تموم شد، یکی از نمازگزارها، که از بیمارهای بخش جراحی بود و با ویلچر، خودش رو به نماز جماعت رسونده بود، میخواست از در نمازخونه بیرون بره که رفتم پیشش. یه نگاه به پله های بیرون نمازخونه کردم و یه نگاه به ویلچر اون بنده خدا و بهش گفتم: از این در چه‌جوری تونستید بیایید تو؟ با یه لحنی که سرشار از آرامش بود، گفت: سخت بود ولی به لطف خدا، دوستان کمک کردن و توفیق شد بیام نماز جماعت. موقع بیرون رفتن، ویلچرش رو گرفتم و با کمک یکی از پرستارها، به سختی از پله ها بردیمش پایین. خیلی تشکر و ابراز محبت کرد. من هم مرام گذاشتم هدایت ویلچر رو به عهده گرفتم و تا بخش رسوندمش. وارد بخش که شدیم، دیدم یه صدای آه و ناله ای که بوی دعوا می داد، به گوش می خورد. صدای یک جوان بود که به خاطر تصادف تو اون بخش بستری بود. با موتور تصادف کرده بود. از چند ناحیه دچار شکستگی شده بود و با اینکه عمل شده بود ولی به خاطر دردهایی که داشت مدام آه و ناله می کرد. الان داشت با یکی از پرستارها کَل‌کَل می کرد که چرا مسکن قوی تر به من نمی‌زنید. موقعی که رسیدیم کنار تخت دوست ویلچریم و خواستم کمکش کنم بره رو تختش، تازه فهمیدم، بنده خدا چه دردی کشیده تا پایین اومده و الان هم چه مصیبتی کشید تا دوباره بره سرجاش. هرچند اصلا به رو خودش نیاورد. رفتم پیش همون جوان ناله کن بخش. بعد ازاینکه سلام و احوالپرسی کردم، رو به من کرد و گفت: حاج آقا، آخه من چه گناهی کردم که باید این بلا سرم بیاد، این همه آدم چرا من فقط باید تصادف بکنم، هرچی سنگه مال پای لنگه و ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: رمان، مستند داستانی، کمک به دیگران، خدمت به بیماران، وقف برای بیماران،
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 شهریور 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

طبق معمول آماده شدم که برم بیمارستان. سوار اتوبوس که شدم، یه صندلی خالی پیدا کردم و رفتم نشستم. تا نشستم به بغل دستم سلام کردم و این سلام کردنه، باعث شد سر حرف وابشه. چندتا سوال داشت که پرسید. اونقدر گرم صحبت شدیم که سر ایستگاهی که باید پیاده می شدم، دلم نیومد بحث رو نیم کاره بذارم و برم. البته دلشوره دیر رسیدن رو هم داشتم. دلم نمی خواست سر قراری که دارم دیر برسم. خدا رو خوش نمیاد، کسایی که منتظرت هستن رو معطل کنی، خودش یه نوع حق الناسه، مردم هم هر کی برای خودشون هزارتا کار و گرفتاری دارن.

 خلاصه پیاده شدم و باقی مسیر رو با تاکسی رفتم که از قضا، تو ترافیک گیر کردم. راننده هم که آدم فرزی بود، قبل از اینکه بین ماشین ها، گیر بیفته، سریع پیچید تو یه فرعی و راهش رو ادامه داد، غافل از اینکه من باید از همین خیابون می رفتم. مجبور شدم وسط راه پیاده بشم و از یه خیابون فرعی، با سرعت خودم رو برسونم. مسیر جدیدی بود و تو این چند وقتی که بیمارستان می رفتم، این خیابون رو ندیده بودم. در ضلع شرقی بیمارستان، خیابون خلوت و آرامی بود، اما یه جورایی فرق داشت. تو پیاده رو کنار بیمارستان، چندتا چادر مسافرتی برپا بود. تو یکی از چادر ها یه زن و مرد میانسال، تو یکی دیگه هم یه مرد جوان با یه دختربچه چهارپنج ساله. کنار خیابون هم چندتا ماشین با پلاک شهرستان پارک بود که از پتو و سایل توی ماشین می شد فهمید که مسافرند و غریب.

15-6-12-161919photo_2015-06-12_15-33-07.jpg

خیلی دلم می خواست برم با یکی از اینهایی که تو چادر نشستن بپرسم اینجا چکار می کنن.

ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: داستان درباره وقف، رمان مستند، وقف همراه سرا، خدمت به بیماران،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 مرداد 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

اگر می‌خواهی زیباترین صحنه‌های عالم را ببینی باید زاویه دیدت را روی موج خوبی‌ها تنظیم کنی. اینکه چه چیزی ببینی، بستگی به نوع نگاه خودمان دارد. طبیعی است کسی که عینک سیاه به چشم زده همه جا را تیره می‌بیند. بعضی تا اسم بیمارستان، به گوششان می‌خورد، بدبختی و درد و بیچارگی‌اش را می‌بینند و بعضی دیگر، سلامتی  و زندگی دوباره را. برخی نیز که نگاه ویژه‌تری دارند، رفت و آمد ملائکه خدا را می‌بییند که نوید رحمت الهی برای بیماران، و تمامی دست اندرکاران خدمت به آنها را ، به ارمغان آورده‌اند. با این نگاه، بیمارستان، بهشت است که زیباترین زیبایی‌ها را می‌توان دید. وقتی هم بیمارستان را بهشت ببینی، برای مریض، تحمل درد شیرین، برای همراه خدمت به بیمار، دل انگیز، برای طبیب، پرستار و خادمان این عرصه، خدمتی عاشقانه و مقدس، و برای عیادت کنندگان، عبادتی شیرین می شود.

بعد از نماز، آقامحسن، خیلی اصرار کرد نهار پیشش بمونم. ولی چون عجله داشتم شرمنده‌اش شدم و خدا حافظی کردم که بروم. دم درِ خروجی بیمارستان، چشمم به یه بنده خدایی افتاد که روی ویلچر نشسته بود. با اندامی نحیف و لاغر، و معلوم بود نمیتونه راحت بشینه و داره درد میکشه. کنارش هم دوتا ساک و یه جفت عصا گذاشته شده بود. کنارش که رسیدم سلام کردم. خیلی مودبانه و گرم جواب سلاممو داد. بعد از احوالپرسی گفتم: بلا دور باشه، چی شده اینجا اومدی؟

- بلا نبینی حاجی ، لَگنم رو عمل کردم، امروز مرخص شدم.

-خوب به سلامتی خدا را شکر. پس چرا اینجایی؟

-پیگیر گرفتن بلیطیم، جور بشه میخوایم بریم.

-بلیطِ چی؟ همراهت کیه؟

-خانمم پیشمه. رفته زنگ بزنه ترمینال بلیط بگیره برای شهرستان

-با لگن عمل شده مگه میتونی اتوبوس سوار بشی؟ داغونت میکنه، اذیت میشی. با آمبولانس چرا نمیری؟




ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: خدمت به دیگران، داستان، رمان، مستند داستانی، خدمت به بیمار، داستان درباره وقف،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

عزیزی می گفت وقتی دلت لَک می زند برای خدا کاری انجام بدهی، خدا خودش راهش را پیش رویت قرار می‌دهد. فقط باید زرنگ باشی و فرصت را غنیمت بشماری. راست می گفت. اصلا بهتر بگویم، آیه قرآن را به زبان خودمانی برایم ترجمه کرده بود. وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا... و خداوند با نیکوکاران است.

بعد از نماز، با دکترمحسن و چندتا از رفقاش، از نمازخانه بیرون آمدیم. خانم مُسنی جلو آمد و گفت: حاج آقا، ببخشید می تونم یه دقیقه وقتتون رو بگیرم؟ گفتم در خدمتم، بفرمایید؟ طوری برخورد کرد که انگار حرف خصوصی دارد. دکتر رو به من کرد و گفت: حاجی ما میریم درمانگاه، همینجوری تشریف نبری، اونجا منتظرتم.

-حاج آقا، من دخترم تو بخش جراحی زنان بستریه، اونجا یه خانم مسنی هست که هیچکی  پیشش نیست بهش برسه، فکر کنم به خانوادش برگه همراه ندادن، می تونید براش کاری بکنین، ثواب داره.

-چشم میپرسم ببینم قضیه اش چیه، کاری از دستم بربیاد وظیفه است.

خدا حافظی کرد و رفت. رفتم به طرف اتاق محسن. در زدم و وارد شدم. طبق معمول خیلی گرم تحویل گرفت و گفت:حاجی اگه عجله نداری، نهار پیش ما بمون؟ نمی‌دونم غذای امروز چیه، اگه افتخار می‌دی بگم غذا رو بیارن؟

به شوخی بِهش گفتم: خودت می دونی من نهار نمی خورم تعارف می کنی! خدا خیرت بده، باید برم. راستی دکتر، اون خانمی که بیرون سوال داشت، می گفت یه خانمی تو بخش زنان بستریه، ظاهرا به خانوادش برگه همراه ندادن، اون هم به همراه نیاز داره.

-این خانمی که بستری شد، مشکلش برگه همراه نیست. کسی رو نداره.

-چطور؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: وقف، درمان سلامت، داستان، رمان، وقف برا یخدمت به بیماران،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 خرداد 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


حسابی سرم شلوغ بود. غرق در نوشتن یه ابلاغیه بودم که صدای زنگ گوشیم، من رو برای لحظاتی متوجه خودش کرد. محسن بود که زنگ می زد. البته دکترمحسن. رفیق چندساله ام بود. تو یکی از اردوهای جهادی باهاش آشنا شده بودم. از اون دکترهای باصفا و خدمتگذار که هر کاری از دستش بر می آمد برای بیماراش انجام می داد. جواب دادم. بعد از یه سلام و احوالپرسی گرم، گفتم دکتر جون، یادی از اموات کردی خیر باشه؟

-         سلامت باشید، راستش هم خواستم حالت رو بپرسم، هم یه زحمتی داشتم برات.

-         جون بخواه، زحمت چیه مومن امر کن در خدمتم!

-         راستش حاجی، خبر که داری اومدیم تو این بیمارستانی که چند روزه افتتاح شده، شیخ جواد قرار بود بیاد اینجا و امام جماعت ما بشه، که بنده کاری براش پیش اومد، فعلا نمی تونه بیاد. خواستم اگه زحمتی نیست، قدم رو چشمای ما بذاری و تا حاج جواد بر میگرده، تماز ظهر و عصر رو بیایی اینجا.

-         خدا خیرت بده. راستش وظیفه است، ولی خودت که میدونی سرم خیلی شلوغه، یه پام اداره است و یه پام هم دانشگاه. میترسم بهتون وعده بده بدقول بشم.

-         حالا شما بیا ان شاءالله که مشکلی پیش نمیاد.

-         چشم. حالا از کی باید بیام؟

-         از همین امروز. شما یه ساعت مونده به اذان راه بیفتی میرسی.

-         الان که سرم خیلی شلوغه، ولی چشم دکترجان.

-         منتظرتم. خداحافظ

بعد از اینکه با محسن خداحافظی کردم، همینکه خواستم ادامه ابلاغیه ای که روش کار میکردم رو بنویسم، دیدم رشته افکارم کامل پاره شده و ذهنم تبدیل شده به صحنه جنگ حق و باطل.

 از یه طرف انگار یکی تو گوشم می گفت: مرد حسابی با این مشغله چرا قول دادی، تازه حالا چرا بیمارستان؟ امام جماعت بیمارستان شدن دردسر خودش رو داره. باغ و بستان که نمیری. آخه خون و زخم و شکستگی و هزارتا درد و مرض دیگه دیدن داره مگه. دیدن مریض‌ها و گرفتاری‌هاشون یه مصیبته، مراجعه بعضی خانواده هایی که مریض دارن به امام جماعت و توقع های که دارن هم خودش یه داستانیه. مسیرش که دوره. رفت و برگشتش دستِ کم، سه ساعت در روز وقتتو میگیره. میخوای کار طلبگی کنی، یه جای بهتر، نزدیکتر، بی دغدغه تر. از طرف دیگه وجدانم با یه لحن مهربون اما پُر از امید، بِهم می گفت: حسین جون، تو که خودت دغدغه خدمت به بیمار و گرفتار رو داری، از ثواب رسیدگی به مریض و پرستاری میگی و مینویسی، بسم الله! خدا خودش زمینه اش رو فراهم کرده. یا علی بگو و شروع کن. توکا کن به خدا، خودش کمکت می کنه.

تجدید وضو کردم و راه افتادم. چون استرس رسیدن به موقع رو داشتم،  


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: مستند داستانی، رمان، داستان وقف، وقف آبسردکن، خدمت به دیگران،
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 فروردین 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


قیام منجی بشریت و ظهور موعود مهربان؛ امری قطعی و حتمی است که امیدواریم در عصر حاضر و زمان حیات ما، اتفاق بفیتد و همگی، آن بهار زندگی را درک کنیم. اما آنچه مسلم است این است که جامعه باید آمادگی لازم را برای حضور در آن بهشت موعود داشته باشند. بهشتی که در آن همگان باهم برابر و برادر هستند. ثروتمند به دنبال فقیری می گردد تا به او صدقه دهد، انفاق و بخشش کند، اما کسی را نمی یابد.

تقدیر خداوند مهربان نیز برآن است تا مقدمات ظهور یکی پس از دیگری مهیا و جامعه اسلامی مشق انتظار و تمرین زمان ظهور را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. ظهور حضرت مهدی ارواحنافداه، همانند پازلی است که تمام قطعات آن یکی پس از دیگری باید چیده شود تا آن شیرین‌ترین اتفاق جهان به وقوع بپیوندد. حضور همگانی عاشقان خاندان وحی در موعد اربعین و بذل و بخشش‌های کریمانه در این مسیر، یک درس کلاس انتظار بود و حضور جوانان مدافع حرم، در راه پاسداری از ارزش‌های والای اسلامی و انسانی، و تقدیم جان شیرین خویش در این مسیر ملکوتی، درسی دیگر.

بذل و بخشش جان و مال در مسیر اهل بیت علیهم السلام، به یک فرهنگ تبدیل گشت. فرهنگی که همگان به آن افتخار می کنند و آرزوی بودن در آن مسیر را دارند. اما این پایان کلاس انتظار نیست. خدمت عاشقانه به مردم و تلاش برای رفع گرفتاری‌های آنان نیز باید به یک فرهنگ و حرکت عمومی تبدیل می گشت، که این سیل اخیر این فرصت را فراهم نمود. سیلی که در استان‌های گلستان، لرستان و خوزستان و دیگر نقاط کشورمان به وقوع پیوست، اگر چه، دردآور بود و مصیبت‌ها و سختی‌های فراوانی برای هموطنان عزیزمان به بار آورد، اما در پس این حقیقت تلخ، واقعیتی شیرین رُخ نشان داد و آن سیلِ مهربانی بود که نه تنها از جای جای کشورمان، بلکه حتی از کشورهای همسایه نیز این سیل مهربان به راه افتاد و گرد و غبار غم و غصه را از چهره زیبای شهرهای سیل زده، زدود.




ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: خدمت به سیلزدگان، نشانه های ظهور، پازل ظهور،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 اسفند 1397 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()



در آستانه امتحان ظهور قرار گرفته ایم. اینکه چند روزِ دیگر تا آن روز موعود مانده، نمی‌دانیم اما بسیار نزدیک است. برای همین باید خودمان را آماده کنیم، تا بتوانیم به یاری مولایمان بشتابیم و در صف یاران امام زمان علیه السلام قرار بگیریم. وگرنه خدایی ناکرده...

در این مسیر، شرط اول قدم آن است که مجنون باشی. مجنون هم که باشی، دلت می خواهد عطرِ نام و یاد محبوبت را همه جا منتشر کنی!

برای این کار، بیاییم با خودمان یک قراری بگذاریم؛ قراری به یاد امام دوازدهم، به نام قرارِ دوازدهم.
روز دوازدهم هرماه را وقف آن عزیز غایب از نظر نموده، و برایش کاری کنیم، خدمتی انجام دهیم، دلی را شاد نماییم! ببینیم آقا که بیاید چه کاری می خواهد انجام دهد، ما پیش قدم شویم. باشد که ان‌شاءالله تمام روزها و ساعاتمان وقف ایشان گردد
.

به عنوان نمونه، یکی از این کارها را می توان انجام داد:

- درباره شخصیت امام زمان علیه السلام مطالعه کنیم و عاشقانه از فضائل آن حضرت و وظایف منتظرانش بگوییم،خواه در جمع خانواده،دوستان و همکاران، خواه در فضای مجازی،پیامک و...

- روز دوازدهم، به نیت سلامتی امام زمان علیه السلام نذری پخش کنیم، به نیازمندان صدقه و به عزیزان هدیه بدهیم و به همنوعان کمک کنیم و...

- روز دوازدهم هیئت خانوادگی، مهمانی فامیلی و یا یک دورهمی خانوادگی با یاد و دعا برای تعجیل در فرج آن حضرت برگزار کنیم

- بخشی از درآمد و کار خود را در روز دوازدهم به امام زمان علیه السلام اختصاص دهیم،دکتر باشیم یا راننده، کاسب باشیم یا کارگر و...

- کمک به مظلومان، حمایت مادی و معنوی از جبهه مقاومت و مبارزه با استکبار به نیابت از امام زمان علیه السلام

- زیارت امامزادگان، قبور شهدا به نیابت از امام زمان علیه السلام

- و...

یادمان باشد!
روز قیامت، هرکس دنباله رو امام خود خواهد بود. اینجا دنبالش نباشیم، آنجا هم نیستیم
...

شما را به قرار دوازدهم در پیام رسان های؛ سروش، بله و ایتا دعوت می کنیم. آدرس@gharare12



طبقه بندی: اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: منتظر واقعی امام زمان، راه کسب محبت امام زمان علیه السلام، ارتباط با امام زمان علیه السلام، هموار کردن مسیر ظهور،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 خرداد 1397 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

معمولا در مهمانی های بزرگ، نزدیکان و آشنایان  به کمک و یاری صاحبخانه می روند که رسم خوب و پسندیده ای است. حالا تصور کنید صاحبخانه شخصیتی بزرگ و گرامی باشد، آنجاست که دیگر عشق و علاقه نیز بیشتر می شود و مهمانان عاشقانه به کمک صاحبخانه می شتابد، سفره را از دست او می گیرد و برای خدمت به دیگر مهمانان سر از پا نمی‌شناسد.

بزرگترین مهمانی عالم ماه مبارک رمضان است که میزبانش هم خداوند متعال، که بزرگتر از او در تصور هم نمی گنجد.  این ماه برای آنان که می خواهند به خدای مهربان خود نزدیکتر شوندند فرصتی طلایی است تا به کمک مولایشان رفته  و توفیق کارکردن برای خدا و خدمت کردن به مهمانان خداوند مهربان را به دست آورند.

راه یاری نمودن خداوند را هم می توان در دعاهای این ماه پیدا نمود. نمونه اش همین دعای مشهور ماه مبارک که بعد از نمازها می خوانیم:

... اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِیرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: اطعام گرسنگان، اطعام فقرا، وقف برای اطعام فقرا،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 خرداد 1397 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

ماه مبارک رمضان تنها یک ماهِ پرهیز و دست کشیدن نیست، فرصتی طلایی است برای دوستی و نزدیکی به خداوند مهربان. کلاس معرفت است که اگر از آن بهره مناسب گرفت شود، هرسال معرفت و تقوای انسان را یک کلاس و سطح بالاتر می برد.  یکی از وسیله هایی که در این ماه شریف باعث بالارفتن سطح معرفت می شود، دعاهایی است که در این ماه وارد شده است. البته باید دقت کرد که دعاهای وارد شده تنها برای خواندن و گریستن نیست، خودش یک متن درسی است که می تواند کودک نوپا را تا عالی ترین سطوح انسانیت راهنمایی کند.

البته باید دقت کرد انسان اگر دعا کند و در مسیر درخواستی که از خدا می کند حرکت نکند، نباید توقع استجابت دعایش را داشته باشد. درست مثل لقمان حکیم که وقتی اربابش به گفت گندم بکارد جو کاشت و پس از اعتراض اربابش به او پاسخ داد: دعا می کنم گندم در بیاید. اربابش نیز وقتی اعتراض کرد که نمی شود در جوابش گفت چطور تو کار خیری انجام نمی دهی و توقع داری با دعا به بهشت بروی! و اینچنین او را متوجه لزوم حرکت در مسیر دعایش نمود.

دعا ظاهرش لفظ و کلمه است اما در واقع راه میانبر رسیدن به خدا و شیوه صحیح بندگی را به انسان می آموزد. نمونه‌اش همین


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: خدمت به اموات، وقف برای گذشتگان، قدم برداشتن در مسیر دعا،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

روزی خواهد آمد و کلمه جشن و سرور برای همگان معنا می شود. از یُمنِ قدوم مبارکش حتی پرندگان‌ و ماهیان‌ دریاها جشن‌ می‌گیرند و شادمان‌ می‌ کنند. جوشیدن واقعی چشمه‌ساران‌ را همه می بینند و برکت زمین در محصول دادن‌ چندین‌ برابر را همگان نظاره‌ می‌كند. زندگی آنچنان شیرین و لذت‌بخش می‌شود که زندگان‌ آرزو می‌كنند كه‌ ای كاش‌ امواتشان‌ زنده‌ بودند و آرامش‌ حقیقی‌ و زندگی با صفای الهی را می‌دیدند. ظهورش مشکل گشای بشریت تسلای درد درمندان و گرفتاران تمام عالم است.

روز ولادت آن موعود مهربان، را باید جشن گرفت. و این جشن بهانه‌ای است برای یاد او، برای این که بدانیم آخرین حجت حق در راه است و باید منتظر آمدنش باشیم. این انتظار فرج نیز، آنقدر ارزشمند و مقدس است که


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: وظایف منتظران، انتظار فرج، انتظار چیست؟، چگونه منتظر باشیم؟،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 اسفند 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

پیامبران وانبیاء الهی، چنان در عشق پروردگار غرق بودند که غیر از او را نمی دیدند و غیر از خواست او خواهش دیگری نداشتند. خدوند مهربان نیز به آنها عشق ورزیده و آنها را به عنوان جانشینان خود برگزیده و مورد عنایت و محبت خاص خود قرار داده است. خداوند متعال آنقدر دوستشان دارد که آثار و نشانه‌های آنان را نیز، محترم شمرده و برای آن ارزش قائل است.

صندوقی که حضرت موسی علیه السلام، پس از تولد در آن قرار گرفت و به رود نیل انداخته شد نمونه ای از آن است. پروردگار عالم این صندوق را در نظر مردم چنان رفعتی بخشید که وقتی طالوت به فرماندهی لشگر توحید منصوب شد، قرآن کریم علامت و نشانه­ی شایستگی حكم­فرمائی او را آوردن صندوقی بیان می­دارد كه از قداست خاصی نزد بنی اسرائیل برخوردار بوده و به آن تبرك می­جستند.[1] و اینگونه لیاقت فرماندهی طالوت که چوپانی فقیر بود و بسیاری از مردم با فرماندهی او مخالف بودند، به یُمن آن صندوق برای همگان ثابت شد و دلهایشان نسبت به این انتصاب آرام گردید. و اینچنین قرآن کریم آن صندوق را محترم و مایه آرامش الهی دانسته است.

پیراهن حضرت یوسف علیه السلام نیز قصه دیگری از این عنایت و محبت ویژه خداست. آنجا که پیراهنش را برای پدرش می فرستد و حضرت یعقوب علیه السلام که خود از انبیاء الهی بود با تبرک جستن به آن شفا گرفته و بینایی خود را به دست می آورد.[2]

آری خداوند متعال اینگونه پیامبران و فرستادگانش را عزیز و محترم می شمارد. البته مقام پیامبران یکسان نیست و خداوند بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده است. «وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَی بَعْضٍ»[3] مقام و منزلت هر کدام هم که بالاتر باشد، ارزشمندی آثار و نشانه هایش نیز بالاتر خواهد بود.

در میان تمام پیامبران الهی، پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله، بهترین و برترین پیامبر الهی بوده و اگر ایشان نمی بود اصلا خداوند متعال زمین و آسمانی را خلق نمی کرد[4]. حال که اینگونه است نشانه ها و آثار آن حضرت از تمام آثار انبیاء پیشین برتر و ارزشمندتر است. مخصوصا اینکه این آثار گرانبها بازتاب و پرتوی از خورشید درخشان همان کوثری باشند که خداوند متعال نوید آن را به پیامبرش داده باشد.

با این بیان مقام ومنزلت امامزادگان جلیل القدر به خوبی معلوم می گردد. چرا که این بزرگواران؛




ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  فضائل اخلاقی،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: مقام و جایگاه امامزادگان، دلیل قرآنی توسل به امامزادگان، فلسفه و چرایی زیارت امامزادگان، آثار زیارت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 شهریور 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()



قدر زندگی و زیستن در دنیا را کسانی می دانند که دستشان از دنیا کوتاه شده است. آنها بهتر از دیگران می فهمند که دنیا مزرعه آخرت است یعنی چه؟ لحظه مرگ که فرا می‌رسد، پرده های غفلت کنار می رود و آن هنگام است که معلوم می شود آن طرف چه خبر است! آنجاست که بسیاری انگشت حسرت بر دهان گذاشته و آرزو می کنند که ای کاش به دنیا باز گردند تا گذشته خویش را جبران کنند. به التماس می افتند و عاجزانه از خداوند می خواهند که اجازه دهد برای فرصت کوتاهی هم که شده، به دنیا برگردند و عمل صالحی انجام دهند و خود را از عذاب‌های اخروی نجات دهند. اما چه سود؟! که راهی برای بازگشت به دنیا وجود ندارد.

نمایش و ترسیم لحظات آغازین سفر مسافران آخرت، خیلی عبرت‌آموز است. اصلا کلاس سطح بالای معرفت است. خیلی مهم، جالب و سرنوشت‌ساز است که بدانیم؛ در آن لحظات حساس که مُردگان آرزو و درخواست زندگی دوباره می کنند، زندگی را برای چه می خواهند، حسرت انجام چه کاری را می خورند و چه کاری برایشان مهم جلوه نموده که اگر دوباره به دنیا بازگردند آن را انجام می دهند؟

کارگردان دانا و مهربان عالم، این صحنه را در قرآن مجید به تصویر کشیده است. آنجا که فرمود: وَ أَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتىَ أَحَدَکُمُ الْمَوْت فَیَقُولَ رَب لَوْ لا أَخَّرْتَنى إِلى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصدَّقَ وَ أَکُن مِّنَ الصلِحِینَ، 


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  فضائل اخلاقی،  برکرانه اقیانوس(پرتویی از قرآن)، 
برچسب ها: فضیلت صدقه، ارزش انفاق، اهمیت وقف،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 آبان 1394 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

دهه محرم با تمام حزن و اندوهش گذشت اما درسهایش ابدی و همیشگی است. کلاس کربلا و عاشورا تمام شدنی نیست.

کربلا و عاشورا، اقیانوس عمیقی است که هر کس به اندازه معرفت و ظرفیت خود از آن بهره می‌برد. در این بین، برخی غواص می‌شوند و مروارید و مرجان به دست می‌آورند، و برخی ماهی‌مرده ساحل شده و عده‌ای نیز مگس.
 برخی که نگاهی عمیق و عزمی راسخ دارند به اعماق این اقیانوس رفته و از زیبایی‌های آن لذت برده و درس می‌گیرند. زیبایی‌هایی همچون ایثار، فداکاری، استقامت و پایداری در راه دین، از‌خودگذشگی، خداخواهی، توحید ناب، اسلام مجسم، مبارزه با ظلم و ستم، شهادت، عشق، شور و شعف، بصیرت، وفا، ولایت‌مداری و هزاران هزار گوهر دیگر را مشاهده نموده و از آن سرمشق می‌گیرند. البته در این میان، عده‌ای که توان و شور و شوقی مضاعف دارند پا را از این گوهرها فراتر نموده تا خالق و پدیدآورنده ارزش‌های کربلا، یعنی امام حسین (علیه السلام) را مشاهده نموده و سرمشق زندگی خود را از وجود نورانی ایشان بگیرند. کربلا قبله عاشقی آنان بوده و با ندای لبیک یا حسین، احرام عشق بسته و گرد وجود امام عاشقان طواف می‌کنند.
اما یزیدیان زمان و دشمنان کنونی سالار شهیدان، تاب و توان دیدن این عشق بازی را ندارند. نمی‌توانند  توجه و گرایش آزادی‌خواهان و احرار عالم به اقیانوس کربلا را ببینند. از این رو، برآنند تا از جلوه‌های این قبله عاشقان کاسته، این زیبایی‌ها را وارونه نشان داده و با هزار مکر و دغل، دل‌های عاشقان را از دیدن صحنه‌ها، درس‌ها و عبرت‌های عاشورا منحرف نمایند.

برای همین گاهی با سلاح تحریف وارد میدان مبارزه با عاشورا می‌شوند و گاهی با ابزار تردید. گاهی با سلاح میکروبی شبهه، حمله می کنند و گاهی با تخریب وارد می‌شوند.

در این راه پلیدشان از هر وسیله‌ای که بتوانند بهره می‌گیرند. حتی گاهی با فریب و تظاهر می‌آیند و محبان و عاشقان کربلا را مُهره خود می‌کنند. عده‌ای را ناخواسته تور می‌کنند و آنگونه که خود می‌خواهند در راه مقاصد شومشان، از آنان بهره می‌گیرند. کسانی که می‌توانند زینت و زیبایی این دریای بیکران باشند را، به ماهیانی مرده و متعفن تبدیل و آنها را به ساحل انداخته تا نظرها را از دیدن زیبایی‌های عاشورا منحرف ساخته و برای زائران این آستان مشغولیت بسازند.

ماهی‌مرده دام یزیدیان، گاهی کسانی هستند که با تزیین و شعار نویسی‌های خلاف فرهنگ و ادب عاشورایی بر روی ماشین‌های خود، به جولان در کوی و برزن این شهر و دیار می‌پردازند و گاهی با پخش نوحه‌های نامتعارف و آهنگ‌های نامناسب و بلند نمودن صدای آن، آسایش و معنویت را از دیگران سلب می‌کنند.
گاهی ملعبه و مترسک دشمنان، زنان و دخترکانی هستند که با هزار رنگ و لعاب، با پوشش‌های زننده و سبک، به خیابان‌ها ریخته و به تماشای گروه‌ها و دسته‌جات عزاداری می‌پردازند. غافل از اینکه، دانسته یا ندانسته، خواسته یا ناخواسته بازیچه یزدیان شده‌اند تا دلها را از عشق به سالار شهیدان منحرف کنند و صفا و معنویت حسینی را به بزمِ عیش و نوشِ یزدی تبدیل کنند.




ادامه مطلب
طبقه بندی: رذائل اخلاقی،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: آسیب های عزاداری، آسیب شناسی محرم،
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر 1394 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

انسان موجودی اجتماعی است. به شدّت نیازمند ارتباط  صمیمی با دیگران و داشتن انیس و مونسی است که در کنار او آرامش یابد. از این رو از تنهایی می‌گریزد و وحشت از تنهایی یکی از نگرانی‌ها و دغدغه‌های او به شمار رفته و برای فرار از آن به تشکیل خانواده، فرزند، تحکیم روابط خویشاوندی و برقراری رابطه دوستی پناه می‌برد. حتی یکی از علت‌های ترس از مرگ نیز همین وحشتِ تنهایی و بی‌کسی است که در ادعیه نیز به آن اشاره شده است.

اما باید توجه نمود که خانواده و دوستان، همیشه در کنار انسان نیستند تا بتواند با مجالست با آنان به آرامش برسد. برای همین کسی که از تنهایی وحشت دارد، باید از این افراد پا را فراتر نهد و مونس و آرام‌بخشی کاراتر از دیگران پیدا کند پیدا کند.

راه پیدا نمودن آرام‌بخشِ جان را هم امیرمومنان علی علیه السلام بیان نموده و فرمود:

مَنْ تَسلّی بالکُتُبِ لَمْ تَفُتْهُ سَلْوَه




ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: آرامش در پناه قرآن، آثار اُنس با قرآن، قرآن درمانی، وقف برای قرآن،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 تیر 1394 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

دنیا مسافرخانه وآدمی‌زاد مسافر غریبی است که باید به سوی اصل و ریشه‌اش یعنی خداوند متعال برگردد. اما در مسیر رسیدن به سوی حق، گاهی گناهان مانع حرکت می‌شوند و گاهی قرار گرفتن در مسیرهای صعب‌العبور توان رفتن را از انسان می‌گیرد.

البته خداوند مهربان که در اوج بی‌نیازی است، خودش بیش از هرکس منتظر بازگشت بندگانش بوده و برای همین، اسباب و وسایل فراوانی را برای تسریع و سهولت حرکت آنان، سر راهشان قرارداده است. یکی از آن وسایل، آموختن قرآن کریم است که هم سبب‌ساز است و هم، سبب‌سوز. هم سبب حرکت می‌شود و هم عوامل توقف را از بین می‌برد. هم عامل شوق، حرکت و امید است و هم وسیله‌ای است برای پاک کردن گناهان، که همچون غل و زنجیر به پای طالب حق می‌پیچد و او را از حرکت باز می‌دارد.

آموختن قرآن کریم وسیله‌ای است که با تمسک به آن مسیر حرکت به سوی خداوند برای همگان آسان و میسور می‌شود. قرآن‌آموزی آنقدر ارزشمند است که امام صادق علیه السلام فرمود:

من تعلّم منه حرفاً ظاهراً کتب الله له عشر حَسَنات و محا عنه عشَر سیّئات و رفع له عشر درجات. 1

اگر كسى از قرآن یك حرف بیاموزد، خداوند براى او ده حسنه مى‌نویسد، و ده گناه از او مى‌بخشد، و ده درجه او را بالا مى‌برد، فرمود: نمى‌گویم ، در مقابل هر آیه ، بلكه در مقابل هر حرفى مانند «باء» یا «تاء» یا همانند آنها.

آری خداوند متعال، آموختن کلامش را آنقدر دوست دارد که حتی


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  فضائل اخلاقی، 
برچسب ها: آثار قرآن آموزی، وقف برای قرآن، یادگیری قرآن،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic