تبلیغات
نسیمی از آسمان - مطالب در محضر خوبان (سیره اهل بیت)
نسیمی از آسمان
دست‌نوشته‌ها و دل‌مشغولی‌های حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 فروردین 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


قیام منجی بشریت و ظهور موعود مهربان؛ امری قطعی و حتمی است که امیدواریم در عصر حاضر و زمان حیات ما، اتفاق بفیتد و همگی، آن بهار زندگی را درک کنیم. اما آنچه مسلم است این است که جامعه باید آمادگی لازم را برای حضور در آن بهشت موعود داشته باشند. بهشتی که در آن همگان باهم برابر و برادر هستند. ثروتمند به دنبال فقیری می گردد تا به او صدقه دهد، انفاق و بخشش کند، اما کسی را نمی یابد.

تقدیر خداوند مهربان نیز برآن است تا مقدمات ظهور یکی پس از دیگری مهیا و جامعه اسلامی مشق انتظار و تمرین زمان ظهور را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. ظهور حضرت مهدی ارواحنافداه، همانند پازلی است که تمام قطعات آن یکی پس از دیگری باید چیده شود تا آن شیرین‌ترین اتفاق جهان به وقوع بپیوندد. حضور همگانی عاشقان خاندان وحی در موعد اربعین و بذل و بخشش‌های کریمانه در این مسیر، یک درس کلاس انتظار بود و حضور جوانان مدافع حرم، در راه پاسداری از ارزش‌های والای اسلامی و انسانی، و تقدیم جان شیرین خویش در این مسیر ملکوتی، درسی دیگر.

بذل و بخشش جان و مال در مسیر اهل بیت علیهم السلام، به یک فرهنگ تبدیل گشت. فرهنگی که همگان به آن افتخار می کنند و آرزوی بودن در آن مسیر را دارند. اما این پایان کلاس انتظار نیست. خدمت عاشقانه به مردم و تلاش برای رفع گرفتاری‌های آنان نیز باید به یک فرهنگ و حرکت عمومی تبدیل می گشت، که این سیل اخیر این فرصت را فراهم نمود. سیلی که در استان‌های گلستان، لرستان و خوزستان و دیگر نقاط کشورمان به وقوع پیوست، اگر چه، دردآور بود و مصیبت‌ها و سختی‌های فراوانی برای هموطنان عزیزمان به بار آورد، اما در پس این حقیقت تلخ، واقعیتی شیرین رُخ نشان داد و آن سیلِ مهربانی بود که نه تنها از جای جای کشورمان، بلکه حتی از کشورهای همسایه نیز این سیل مهربان به راه افتاد و گرد و غبار غم و غصه را از چهره زیبای شهرهای سیل زده، زدود.




ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: خدمت به سیلزدگان، نشانه های ظهور، پازل ظهور،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 آبان 1397 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


خورشید هر روز صبح، از شرق کشور، از جوار حرم مطهر امام رضا علیه السلام، طلوع می‌کند و نورش را بر سرمان می تاباند تا هر روز ولی نعمتمان، امام رضا علیه السلام و ریزه خواری درگاهش را به ما یادآوری کند. نوکری و خدمت به آستان مقدس امام رضا علیه السلام، آنقدر بزرگ و ارزشمند است که همه عاشقان و شیفتگانش، منتظر و مشتاق این افتخار بزرگ هستند. خدا را شکر این امکان برای همه مهیاست. همه می توانند خادم این آستان مقدس شوند. اما قبل از آنکه بخواهیم ناممان را در زمره خادمان آن امام مهربان بنویسیم، یادمان باشد که هر زمان و هرجایی که باشیم و هر کاری برای امام رضا علیه السلام انجام بدهیم، آن امام مهربان می‌بیند، زیر دَین کسی نمی ماند و چندین برابرش را هم جبران می کند. برای همین خادمی آن حضرت، منحصر در  حرم آن امام و در مشهد مقدس نیست، بلکه تمام عالم حرم ایشان است. هر جا که باشیم می توانیم خود را در حرمش ببینیم و افتخار خادمی‌اش را داشته باشیم. برای خادمی حضرتش کافی است بسم الله بگوییم و با اذن حضرتش، دلمان را به پنجره فولاد حرمش گره بزنیم و شروع کنیم. برای اینکار می توان بیاد و نام حضرتش روز هشتم هر ماه‌مان را وقف امام هشتم علیه السلام کنیم و در آن روز برای آن امام مهربان کاری کنیم. در مسیر خدمت به آستان قدس رضوی نیز، کارهای زیادی می توان انجام داد.

می توان، غذای روز هشتم هر ماه به عشق و یاد امام هشتم علیه السلام تهیه و خانواده خود را مهمان غذای حضرت نمود. اصلا مهمانی‌های خانوادگی را در روز هشتم ماه برگزار کنیم، عشقمان را جار بزنیم و به همه بگوییم که مهمان امام رئوفمان هستند. یا می شود در این روز هیئت و مجلس ذکر اهل بیت علیهم السلام گرفت و فامیل و اطرافیان را دعوت به مجلس امام رضا علیه السلام نمود.

  روز هشتم هر ماه، 



ادامه مطلب
طبقه بندی: اوصاف شیعیان،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: خادم حرم امام رضا شوید، پیوستن به خادم های آستان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 اسفند 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


پیامبراسلام صلی الله علیه و آله خاتم پیامبران و بهترین خلق خدا بود. چنان جایگاه رفیعی نزد خداوند متعال دارد که پیروی و اطاعت از کلامش را مثابه کلام خود واجب نموده و فرمود: وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا، آن چه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا كنید]، و از آنچه نهی كرده خودداری نمایید؛[1] چرا که کلام رسول خدا، کلام خداست و قرآن این نکته را به خوبی بیان نموده و فرمود: وَمَا یَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى؛ و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی گوید، آنچه می گوید جز وحی كه به وی می شود، نیست.[2]

با این بیان، می بایست تمام توصیه ها و سفارش های رسول خاتم صلی الله علیه وآله را با دل وجان شنید و برای امتثال اوامرش لحظه ای درنگ ننمود. یکی از توصیه های آن حضرت، زیارت خود، فرزندان و نوادگانشان بوده و تا آنجا برای آن حضرت اهمیت داشته که فرمود: مَنْ زارَنی اَوْ زارَ اَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتی، زُرْتُهُ یومَ الْقِیامَةِ فَاَنْقَذْتُهُ مِنْ اَهْوالِها؛[3] كسى كه من یا یكى از ذریه ام را زیارت كند روز قیامت به زیارت او می‌آیم و او را از هول و وحشت‌‏هاى آن روز مى‏‌رهانم.

آری، زیارت امامزادگان که ذریه های رسول خدایند، آنقدر برای پیامبرمان اهمیت دارد كه خود


ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: چرایی زیارت، فلسفه زیارت، چرا باید به زیارت امامزادگان برویم،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

کسی که درپی رسیدن به مقصدی است، بایستی دنبال نشانه و علامتی باشد که راهنمایی‌اش کند. مخصوصا اینکه در جایی غریب مانده و راه را هم بلد نباشد. اینجاست که قدر هر نشانه‌ای را می داند و با دل و جان به سمت و سویش می‌شتابد.

انسان، مسافر غریبی است که چند روزی در دنیا قرار گرفته و باید به سمت خداوند متعال حرکت کند. مسیری دشوار و پرخطر پیش رو دارد که باید تا خدا آن را به سلامت طی کند. در این مسیر پرفراز و نشیب هر نشانه ای که او را متوجه پروردگار نموده و به سوی خدا راهنمایی اش کند ارزشمند و مقدس کند.

خداوند مهربان نیز این لطف و عنایت را از بندگانش دریغ نکرده و برای هدایتشان، نشانه هایی قرار داده که می بایست، بزرگ شمرده شده و مورد توجه و احترام قرار گیرند. قرآن مجید، این بزرگداشت شعائر الهی را به اهل تقوا نسبت داده و می فرماید: و مَن یُعظِّم شَعائر الله فِإِنَّها مِن تَقوی القُلوب؛ و هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد و به نشانه‏هاى آئین خدا و پرچم‌هاى اطاعت او، احترام بگذارد این از تقواى دلها است.[1] با این بیان، بزرگداشت شعائر الهی راه رسیدن به خدا و نشانه تقواست. و هرکس می خواهد به سعادت برسد باید از مسیر تکریم و توجه به نشانه های خدا حرکت کند. اصلا نمی شود در مسیری که به خدا منتهی می شود به تابلوها و نشانه هایی که خدا خودش سر راه بندگان گذاشته بی توجه بود.

 یکی از این نشانه ها که مورد توجه خاص خدا قرار گرفته اند،




ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  اوصاف شیعیان،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: زیارت امامزادگان، فلسفه زیارت، چرا باید به زیارت امامزادگان برویم؟،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 اسفند 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

پیامبران وانبیاء الهی، چنان در عشق پروردگار غرق بودند که غیر از او را نمی دیدند و غیر از خواست او خواهش دیگری نداشتند. خدوند مهربان نیز به آنها عشق ورزیده و آنها را به عنوان جانشینان خود برگزیده و مورد عنایت و محبت خاص خود قرار داده است. خداوند متعال آنقدر دوستشان دارد که آثار و نشانه‌های آنان را نیز، محترم شمرده و برای آن ارزش قائل است.

صندوقی که حضرت موسی علیه السلام، پس از تولد در آن قرار گرفت و به رود نیل انداخته شد نمونه ای از آن است. پروردگار عالم این صندوق را در نظر مردم چنان رفعتی بخشید که وقتی طالوت به فرماندهی لشگر توحید منصوب شد، قرآن کریم علامت و نشانه­ی شایستگی حكم­فرمائی او را آوردن صندوقی بیان می­دارد كه از قداست خاصی نزد بنی اسرائیل برخوردار بوده و به آن تبرك می­جستند.[1] و اینگونه لیاقت فرماندهی طالوت که چوپانی فقیر بود و بسیاری از مردم با فرماندهی او مخالف بودند، به یُمن آن صندوق برای همگان ثابت شد و دلهایشان نسبت به این انتصاب آرام گردید. و اینچنین قرآن کریم آن صندوق را محترم و مایه آرامش الهی دانسته است.

پیراهن حضرت یوسف علیه السلام نیز قصه دیگری از این عنایت و محبت ویژه خداست. آنجا که پیراهنش را برای پدرش می فرستد و حضرت یعقوب علیه السلام که خود از انبیاء الهی بود با تبرک جستن به آن شفا گرفته و بینایی خود را به دست می آورد.[2]

آری خداوند متعال اینگونه پیامبران و فرستادگانش را عزیز و محترم می شمارد. البته مقام پیامبران یکسان نیست و خداوند بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده است. «وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَی بَعْضٍ»[3] مقام و منزلت هر کدام هم که بالاتر باشد، ارزشمندی آثار و نشانه هایش نیز بالاتر خواهد بود.

در میان تمام پیامبران الهی، پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله، بهترین و برترین پیامبر الهی بوده و اگر ایشان نمی بود اصلا خداوند متعال زمین و آسمانی را خلق نمی کرد[4]. حال که اینگونه است نشانه ها و آثار آن حضرت از تمام آثار انبیاء پیشین برتر و ارزشمندتر است. مخصوصا اینکه این آثار گرانبها بازتاب و پرتوی از خورشید درخشان همان کوثری باشند که خداوند متعال نوید آن را به پیامبرش داده باشد.

با این بیان مقام ومنزلت امامزادگان جلیل القدر به خوبی معلوم می گردد. چرا که این بزرگواران؛




ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  فضائل اخلاقی،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: مقام و جایگاه امامزادگان، دلیل قرآنی توسل به امامزادگان، فلسفه و چرایی زیارت امامزادگان، آثار زیارت،
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 اسفند 1394 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


انتساب و نزدیکی به نسل و خون نیست. چه بسا نزدیکترین اشخاص به انسان اهل و فامیل او محسوب نشوند. نمونه اش پسر حضرت نوح علیه السلام، که خداوند متعال درباره اش فرمود: انه لیس من اهلک، او از اهل تو نیست.

آنچه انسان ها را به یکدیگر نزدیک می کند، شباهت های اعتقادی و اخلاقی آنان است. برای همین است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در وصف جناب سلمان فرمودند: سلمان منا اهل البیت.

با این بیان هرکه می خواهد حضرت زهرا سلام الله علیها را مادر خود بداند و خطاب کند و مهرمادری آن حضرت را گدایی کند، می بایست تا آنجا که می تواند خود را شبیه آن حضرت نماید. رفتار و سلوک اخلاقی حضرت فاطمه علیهاالسلام را سرلوحه خود قرار دهد و زندگی خود را فاطمی کند.

در این دنیا حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از کارهایی که بسیار دوست می داشتند، صدقه و کمک به مستمندان بود. آنجا که فرمود: سه چیز از دنیای شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدّس پیامبرصلی الله علیه وآله؛ انفاق در راه خدا.

نمونه بارز انفاق، صدقه و ایثار آن بزرگوار، بخشش "لباس عروسی" به زن فقیر بود.آن هم در شب عروسی اش.
با این بیان وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها، بهترین لباسش را در بهترین شب زندگانی اش، به مستمند می بخشد، وقتی اهداء و تامین لباس یک نیازمند برای آن حضرت آنقدر ارزشمند است و اهمیت دارد که لباس عروسیش را هم می بخشد، تکلیف عاشقان آن حضرت و کسانی که می خواهند شبیه حضرت مادر شوند روشن است. اصلا مگر فرزند منش و اخلاقش را از مادرش یاد نمی گیرد؟ و مگر نه این است که فرزند راه مادر را ادامه می دهد؟ پس دیگر چه جای درنگ است. باید برای انجام این کار ارزشمند عجله نمود.

خرید و تهیه لباس برای فقرا و نیازمندان،

ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  وقف،  اوصاف شیعیان،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: سبک زندگی فاطمی، راهی برای فاطمی شدن،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 مهر 1393 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


عید هرچه بزرگتر باشد، شور و شادی و شعفش نیز بیشتر است. طبیعی است هر كسی در بزرگترین عید زندگانی‌اش، بهترین جشن‌ها را بگیرد، بیشترین خرج‌ها را نموده و بهترین عیدی‌ها و هدیه‌ها را تقدیم كند.

اما به راستی کدام عید از همه عیدها بالاتر است تا بهترین مراسم‌ها، مهمانی‌ها و جشن‌هایمان را در آن روز برگزار کنیم؟

بهتر است پاسخ را از پیامبر عظیم‌الشان خود که قرآن او را اسوه و الگوی بشریت معرفی کرده بشنویم که فرمود: بالاترین عید امت من غدیرخم است.1

آری غدیر_ روزی که حتی ملائک خدا در آسمان به جشن و سرور می‌پردازند - بزرگترین عید امت اسلامی است و هرکس خود را امت رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌داند باید بزرگترین عیدش را غدیر دانسته و به گونه‌ای رفتار کند که همگان بزرگ شمردن این عید را در گفتار و رفتارش مشاهده کنند.

از این رو امت اسلامی می‌بایست، برای اثبات وفاداری به خاتم پیامبران، این روز را از همه روزهای دیگر بیشتر دوست داشته، با شور و نشاط مضاعفی بوده و چندین برابر اعیاد دیگر به این روز پرداخته و قدرش را بدانند.

اصلا عیدغدیر، فراتر از امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. آنقدر عظیم است كه امام صادق علیه‌السلام فرمود:

روز غدیرخم عید بزرگ خداست، خدا پیامبرى مبعوث نكرده، مگر اینكه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته است.2

برای همین است که اهل بیت علیهم‌السلام توصیه کرده‌اند؛ در این روز به امور مادی خانه و خانواده خود توسعه و به دیگران بخشش و انفاق و عیدی بدهید.3 این کار خیلی هم ارزش دارد تا آنجا که امام صادق علیه‌السلام فرمود: بخشش یك درهم به برادران با ایمان و اهل معرفت، در روز عید غدیر برابر با بخشش هزار درهم است، بنابراین در این روز به برادرانت انفاق كن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان.4

چه خوب است نقطه شروع سالمان، روز تکمیل شدن دین، روز عیدغدیر باشد تا با تمسک به ولایت و مِهر امیرمومنان علی علیه‌السلام زندگی یک سال خود را رقم بزنیم. حیف است که دَم از محبت مولای متقیان بزنیم، اما عیدِ بزرگِ ما، عید انتخاب و انتصاب الهیِ مولایمان به ولایت و امامت نباشد.

حال که اینگونه است

ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف،  برکرانه نور(شرح حدیث)،  فضائل اخلاقی،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: فضیلت روز عیدغدیر، وقف و غدیر، بزرگداشت روز عیدغدیر،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

یكى از ضرورى ترین عرصه هایى كه در آن بایستى به فاطمه زهرا(علیها السلام)اقتدا نمود، عرصه دفاع از حریم امامت و ولایت مى باشد.

در فرهنگ شیعیان، حضرت صدّیقه طاهره(علیها السلام)به عنوان حامى و فدایى ولایت لقب گرفته اند; چرا كه او در كوتاه دوره زندگانى خویش پس از هجران رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) زیباترین جلوه پاسدارى از حریم ولایت را به تصویر كشانید و یگانه ترین اسوه گرى را در این گستره بر تارك تاریخ جاودانه گردانید.

فاطمه (علیها السلام) شیداترین پروانه شمع امامت بود; پروانه عاشقى كه با سوختن و فداسازى خویش به همگان آموخت كه امام برحق چونان كعبه است ; كعبه اى كه مردم بایستى بر گِردش طواف نمایند ; نه او بر گِرد مردم.

این، فاطمه بود كه عاشقانه ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه بود كه یگانه ترین اسوه دهى را در همرهى با ولایت ادا ساخت; همو كه پهلویش شكست و در خون نشست; اما لحظه اى از یاورى ولّى امر خویش از پاى ننشست; هموكه با فریادهاى جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایت مدارى را در گوش جان پیروان خویش طنین انداز ساخت: اى ولى امر من! روحم به فداى روح تو و جانم سپر بلاى تو! هماره همراه تو خواهم بود; چه در خیر و نیكى به سر برى و چه در سختى و بلا گرفتار شوى!

بارى، پیشتازترین، خالص ترین و كارى ترین حمایت گر ولایت و امامت، فاطمه(علیها السلام)بود و هموست كه بایستى مقتدا و اسوه ما در این برهه از زمان واقع شود.

 

منبع: كتاب جامی از زلال كوثر - علامه مصباح یزدی





طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: سیره حضرت زهراعلیهاالسلام، ویژه نامه ایام فاطمیه،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 فروردین 1393 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

پیامبر صلى الله علیه وآله روزى از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال كردند كه اَىُّ شَىْء خَیْرٌ لِلنِسَّاءِ; چه روش و سیره اى براى زندگانى بانوان بهتر است؟

هر كس به فراخور معرفت خویش جوابى داد; اما هیچ جوابى پیامبر را قانع نمى ساخت. در این هنگام سلمان فارسى كه در آن روزگار پیرمردى باوقار و پرذكاوت بود، با خود اندیشید كه پاسخِ این سؤال دقیق از سطح عمومى اندیشه مردان فراتر است. از این روى، خود را به خانه زهرا علیها السلام رسانید و پاسخ سؤال پیامبر را از یگانه دخترش جویا شد. حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ سؤال پدر فرمودند: براى زنان بهتر است كه مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند.

   سلمان به مسجد بازگشت و پاسخ را طرح نمود. پیامبر دانستند كه این پاسخ از خود سلمان نیست; از این روى پرسیدند: این جواب را از كه آموختى؟

سلمان عرضه داشت: سؤال شما را از دخترتان زهرا پرسیدم و چنین پاسخ شنیدم.

پیامبر در این هنگام فرمودند: جُعِلَتْ فِدَاهَا أَبُوهَا ... إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّى; پدرش به فدایش باد ... به راستى كه فاطمه پاره اى از وجود من است.

 

منبع: كتاب جامی از زلال كوثر _ علامه مصباح یزدی





طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: شهادت حضرت زهرا، ویژه نامه فاطمیه، سیره حضرت زهرا علیهاالسلام،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 فروردین 1393 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

از اساسى ترین كارهاى پیامبران، امامان و دیگر مصلحان الهى، تلاش براى ریشه كنى جهل و رذالت مردمان و شكوفاسازى عقل و فطرت ایشان بوده است.

در میان معصومان علیهم السلام جهاد فرهنگى امّ الائمه، صدّیقه طاهره علیها السلام جایگاه و منزلتى ویژه دارد؛ چرا كه او دست پرورده مستقیم رسول خدا و استمرار وجود او است; علم او از علم پیامبر و سیره او همان سیره رسول خداست.

 آرى، او همچون پدرش، مربى اخلاق بود و معلم قرآن. مقامى كه تنها از آنِ پیامبر و اهل بیت پاك نهاد او است.

او، عمرى را با تلاشى بى امان، در نهایت مهربانى و دلسوزى به تعلیم و تبلیغ معارف دین و تربیت دین باوران پرداخت.  زهرا، میراث دار عطوفت و حكمت نبوى است. وجود او، همچون وجود رسول خدا، سراسر نورانیت و لبریز از عطوفت است.

گفتار او همه عین حكمت و درایت و سرچشمه نور و معرفت است; چرا كه پاره همان وجودى است كه هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گوید و كلام او جز وحى و الهام الهى چیزى نیست.

آرى، بر همگان لازم است كه با اقتدا به حضرت زهرا و فرزندان او در مقابل شبیخون وسیع دشمن در عرصه فرهنگ، مردانه بایستند و در مقابل صدمات و مشكلات این جهاد عظیم، صبور و شكیبا باشند و هیچ گاه از مجاهدت علمى و عملى در قلمرو امور فرهنگى خسته نشوند و بدانند كه هر گام خالصانه اى كه در این عرصه برمى دارند و هر كلمه اى كه مى آموزانند، در پى دارنده اجرى بزرگ و مایه تقرب هرچه بیشتر به مادر مهربان شیعیان، صدّیقه طاهره علیها السلام و نزدیكى به خداوند است; چرا كه از رهگذر این جهاد فرهنگى سنخیت و شباهت بیشترى به ایشان مى یابند و در عالم معنا به ایشان نزدیك تر مى شوند.

 

منبع: كتاب جامی از زلال كوثر _ علامه مصباح یزدی




طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه ایام فاطمیه، شهادت حضرت زهراعلیهاالسلام،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 فروردین 1393 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

خداوند منّان، که آخرِ مهربانی است، دوست دارد تمام بندگانش راه هدایت در پیش گیرند و همگی شان بهشتی شوند.. برای همین جاده و بزرگراهی برای هدایت آنان قرار داده به نام "جاده ولایت". پروردگار عالم  در این جاده آسمانی که از ازل تا ابد امتداد یافته، به فراخور هر زمان وموقعیتی، راهدار و راهنمایی قرار داده است. اطاعت و فرمانبرداری از آنان را نیز، بر بندگانش واجب نموده تا به دور از هر انحرافی، بتوانند به مقصد برسند. هدایت کنندگان این راه، پیامبران الهی و پس از رحلت خاتم پیامبران، پرچم هدایت به دست ائمه معصومین علیهم السلام ، یکی پس از دیگری، سپرده شد تا اینکه نوبت به  آخرین ذخیره الهی رسید. از آن زمان تا کنون، حضرت ولی عصر ارواحنافداه، سایه هدایت ولایی خویش را بر سر بشریت افکنده و راهدار و نگهبان بزرگراه ولایت است.

اما پس از غیبت آن حجت خدا از دیدگان ظاهربین بشر، از سویی برای اینکه این صراط مستقیم از وجود امام و مقتدایی ظاهر خالی نماند، و از سوی دیگر، شیاطین وابلیس های زمان در غیبت ظاهری امام حاضر، مردم را به انحراف نکشانده، و انسان ها همچنان در جاده ولایت گام بردارند، می بایست پرچم به دست علمداری ظاهر سپرده می شد. علمداری که در غیاب امام معصوم علیه السلام، بتواند نائب راستین او بوده و همگان بتوانند بدون واسطه از ارشادها و راهنمایی هایش بهره ببرند. علمدارِ نائب و نائبِ علمدار را هم، خودِ امام عصر ارواحنافداه مشخص نموده و شیعیان را به سوی فقیهان سوق داده و آنان را حجت خویش برای شیعیان تعیین نموده و ولایت آنان را با واسطه ولایت خود، ولایت خداوند متعال برشمرده و فرمود:



ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ولایت، ولایت فقیه، نائبان امام زمان،
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اسفند 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

نفس‌های پایانی عمر، آخرین فرصت‌ها و حساس‌ترین لحظات زندگی است. هر کسی که در این لحظات، متوجه حال خود می‌گردد، دوست دارد بهترین کارها را انجام داده و مهم‌ترین وصیت‌ها را به بازماندگان و عزیزان خود نماید. هرچه علم، آگاهی و ایمان وصیت‌کننده نیز بالاتر باشد، وصیت و سفارش‌های او ارزش و اعتبار بیشتری پیدا می‌کند.

اما در تمام عالم چه کسی علم و ایمانش از همه بیشتر است ؟! پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله گنجینه و شهر علم و دانایی، قله ایمان، صراط مستقیم، بهترین و محبوبترین خلق خداوند متعال است.

امیرمومنان علی علیه‌السلام می‌فرماید: آخرین چیزی که از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شنیدم این بود که فرمود: به سوی خدا و آخرت حرکت کنید نه به سوی دنیا، شما را وصیت می‌کنم به ضعیف، یتیم و زیردست، نیکی کنید.[۱]

آری، پدر مهربان امت که خود در اوج مهربانی و عطوفت است و بدین سبب خداوند او را پیامبر رحمت نامیده است، بیش از همه نگران وضعیت و آینده یتیمان امتش بوده و برای آنها دلسوزی می‌کرد. از این رو، از امتش می‌خواهد که برای یتیم، همچون پدری مهربان باشند.

امام علی علیه‌السلام نیز،



ادامه مطلب
طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)،  اوصاف شیعیان،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: آخرین وصیت پیامبر، یتیم نوازی، اکرام ایتام، رسیدگی به یتیم، همسایگی پیامبر،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

ابوالفضل عباس بن علی بن ابی طالب

* پدرش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و مادرش فاطمه بنت حزام بن خالد مشهور به ام البنین است. پدر امّ‌البنین از چهره‌های شاخص و ممتاز عرب و به شجاعت، سخاوت، شرافت و کرامت مشهور بود. عامربن طفیل، فرزند جده‌ی نخستین امّ البنین، جنگاوری توانا و سوارکاری دلاور بود. ابوالفضل وارث فضایل پدر و سجایای رفتاری و وجودی مادر بود.

* سن: شهادت 34 سال

* ویژگی‌ها و فضایل: ابوالفضل العباس، ابوالفضائل یعنی پدر و دارنده‌ی همه‌ی فضیلت‌ها بوده است. در روایت امام صادق، نافذالبصیره و صلب الایمان معرفی شده است. با ایمان، بامعرفت، وارث علم علوی، شجاعت حیدری، فقه نبوی، حلم حسنی و رشادت حسینی بود. گفته‌اند او را ابوالفضل نامیده‌اند زیرا فرزندی به نام فضل داشته است.

 

چه بگویم از پدرتان عبّاس که در توصیفش کلمه خضوع می‌کند، کلام پر می‌ریزد و سخن لال می‌شود. عباس من، کلمه‌ی خدا بود و کلمات خدا را اگر دریاها مرکب شود و شاخه‌های درختان قلم و همه‌ی آسمان صفحه و هر چه فرشته نویسنده، نمی‌توان نوشت.

فکرش را بکنید. مادری سی‌وچهار سال دست‌هایی را ببیند و ببوسد که روزی خاک بر آنها بوسه خواهد زد. من نبودم و ندیدم. می‌گویند در ساحل علقمه، هنگام افتادن دستها در خونابه، زنی قامت خمیده آمده بود و دستها را می‌بوسید و صدا می‌زد: «فرزندم عباس. عزیز مادر عباس...»

یعنی فاطمه هم دستهای عباس را بوسیده است؟ شش معصوم، بازوان بابایتان را بوسیده‌اند. هیچ پیغمبرزاده‌ای این همه عزت و عظمت نیافته است. پدرتان عزیز بود، فردا قصه‌ای دیگر از او خواهم گفت.

گفتم دستهای عباس بوسه‌گاه مولایم علی و حسن و حسین علیهم‌السلام بود. عجیب بود عشق و محبت آنها به عباس. من مادر عباس بودم، اما عباس عزیزم بیش از آنکه در آغوش من آرام بگیرد، به گرمای آغوش حسین خو کرده بود.

کنار گهواره، لای لای زینب بود که خواب آرام را به چشمان عباس می‌بخشید و نوازشهای ام‌کلثوم بود که خنده را مهمان لبان عباس من می‌کرد. زینب من، کمتر دستهای عباس را می‌بوسید. او بوسه بر پیشانی عباس می‌زد و من دریافتم این پیشانی هم فرجامی چون دستها خواهد یافت.

شنیده‌ام در کربلا پدرتان این همه محبت را جبران کرده است. شنیده‌ام صدای پای او به خیمه‌ها آرامش می‌بخشید و طنین شیهه‌ی اسبش دل‌ها را به اطمینان و سکینه می‌خواند.

شنیده‌ام سکینه، دردانه عزیز حسین، به اهل خیمه می‌گفت: «آسوده بخوابید که چشم عمو بیدار است.»



ادامه مطلب
طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: معرفی شهدای کربلا، ویژه نامه محرم،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

محمدبن علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام

مشهور به محمد اصغر، کوچک‌تر از محمد حنفیّه بود و برخی او را همان ابوبکربن علی می‌دانند.

سن: حدود 36 سال

ویژگی‌ها و فضایل: رزمنده و چالاک، وفادار به اباعبدالله، بصیر و دین‌شناس، صبور، عالم به قرآن و معارف و اهل بیت، فداکار و پاکباز.

 

محمد دو سال کوچک‌تر از برادرش محمد حنفیّه بود و به همین دلیل محمد اصغرش می‌گفتند. نشان از پدر داشت و خون غیرت و حماسه در رگ‌هایش می‌جوشید. همه‌گاه و همه جا می‌گفت: حسین مولا و مقتدای من است.

رزم با هجوم کرکسان رذل آغاز شد. سپاه امام تیرباران شد و سپس ستاره ستاره یاران بر خاک افتادند و دشت گلگون قطره قطره خونشان را نوشید.

نوبت به محمد رسید. با شوقی عجیب خود را به امام رساند. اذن میدان طلبید. امام او را دعا کرد و اذن میدان بخشید چند گامی پیش رفت و برگشت. ایستاد. در چشم‌های امام نگریست و گفت: تشنه‌ام! آمدم از نگاهت جرعه‌ای دیگر بنوشم و با توانی که از این نوشیدن می‌یابم، مستانه بجنگم.

گرد و غبار برخاست. صدای گرم محمد در میدان پیچید. رزم خیبر و صفّین تداعی شد. همه به هم می‌گفتند: فرزند علی علیه‌السلام به میدان آمده است. تیغ جان شکار محمد قلب‌ها را به ضیافت مرگ می‌برد؛ به مهمانی شعله‌های خشم خدا. می‌جنگید و رجز او میدان را می‌لرزاند.

رهبر و سرورم علی است که سرفراز و بلندمرتبه است. من از نسل بنی‌هاشمم که نیک‌مردان بخشنده و بزرگوارند. این حسین است فرزند رسول خدا و پیامبر الهی. من با شمشیر آبگون از او حمایت و پاسداری می‌کنم. من جان خویش را قربانی برادر بزرگوارم می‌سازم.

سرانجام تشنه‌کام و زخم‌خورده محاصره شد. بی‌شرم مردم خون‌آشام گرد او حلقه زدند. عقبةالغنوی بر او نیزه زد. زجربن بدر نخعی تیزی شمشیر را در پهلویش نشاند و مردی از بنی‌ابان بن دارم تیر بر سینه‌اش زد. محمد افتاده بود و تیغ و سنگ و نیزه بدنش را نشانه می‌رفت. امام خود را کنارش رساند. آخرین رمق بر لب‌ها نشست. چشم را گشود و گفت: مولای من، بنشین تا دیگر بار چشم‌هایت را ببینم. امام نگاه اشک‌آلود را گشود و محمد به لبخندی چشم بر هم نهاد.

منبع: کتاب آیینه داران آفتاب؛ محمدرضا سنگری




طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه محرم، معرفی شهدای کربلا،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آبان 1392 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

 

عون بن عبدالله بن جعفر

پدرش عبدالله  فرزند جعفر طیّار و مادرش حضرت زینب کبری است.

سن: حدود 20 سال

ویژگی‌ها و فضایل: پرورده‌ی دامان حضرت زینب، بخشنده و کریم، شجاع، خوش‌سیما، دوستدار اباعبدالله الحسین، دین‌شناس، آشنا به معارف قرآنی، بصیر و صبور، قاری قرآن و مروّج فرهنگ قرآنی

 

هر چه میدان خونین‌تر، عطش سنگین‌تر و نبرد داغ‌تر و شمشیرها نزدیک‌تر می‌شد، آرامش و صبوری و پایداریش بیشتر می‌شد. چگونه چنین نباشد که مادرش زینب، معلم شکیب و استقامت و ایمان است.

عون پس از محمد بی‌تاب شهادت است. کنار عمو می‌ایستد.

ـ عموجان، اجازه می‌دهی به میدان بروم؟

ـ عزیز خواهر، مادرت تنهاست. محمد به میدان رفته است. میدان بی‌رحم است. شمشیرها سنگدل‌اند دشمن است و نیزه و تیر و قساوت

ـ عموجان، بگذار بروم. من از اکبر و قاسم و محمد عزیزتر نیستم. می‌روم تا جان فدای دین کنم. می‌روم تا کفار را از دم تیغ بگذرانم.

حسین بر می‌گردد. کسی بر تلّ زینبیه نیست. زینب در خیمه است. عون به اشارت دایی قدم در میدان می‌گذارد.

می‌جنگد و از میمنه سر در می‌آورد. تکبیر می‌گوید. او از میان کشتگان و انبوه شمشیرها و تیرهای افتاده بر میدان می‌گذرد. تکبیر می‌گوید و تیغ می‌چرخاند. حلقه‌ی محاصره تنگ‌تر می‌شود.

نزدیک‌تر می‌شوند. تیغ‌ها نازکای بدن را می‌شکافند. عبدالله بن قطنه نبهانی طائی با نیزه بر شانه‌اش می‌زند و دمی بعد شمشیر او گلبرگ شاخسار وجود زینب را بر خاک می‌افکند.

امام دو نوجوان رشید زینب را به خیمه‌ی شهیدان برد. زنان و کودکان سوگوار به تماشا بیرون آمده بودند و تنها زینب در خیمه تنها نشسته بود.

سلام بر رشادت و صبوری و پاکبازی عون که عظمتش را از زبان ستایشگر مهدی باید شنید که می‌گوید:

السلامُ علی عون بن عبدالله بن جعفر طیّار فی الجنان، حلیف الایمان و منازع الاقران، الناصح للرحمن، التّالی للمثانی و القرآن.

سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر طیّار که هم‌پیمان ایمان، رزمنده‌ی میدان، یاور خدای رحمان و زمزمه‌کننده‌ی قرآن بود. لعنت و نفرین خدا بر قاتل او عبدالله بن قطنه‌ی طایر نبهانی باد.

منبع: کتاب آیینه داران آفتاب؛ محمدرضا سنگری




طبقه بندی: در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: ویژه نامه محرم، معرفی شهدای کربلا،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.