تبلیغات
نسیمی از آسمان - قطعه ای از پازل ظهور
نسیمی از آسمان
دست‌نوشته‌ها و دل‌مشغولی‌های حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 فروردین 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


قیام منجی بشریت و ظهور موعود مهربان؛ امری قطعی و حتمی است که امیدواریم در عصر حاضر و زمان حیات ما، اتفاق بفیتد و همگی، آن بهار زندگی را درک کنیم. اما آنچه مسلم است این است که جامعه باید آمادگی لازم را برای حضور در آن بهشت موعود داشته باشند. بهشتی که در آن همگان باهم برابر و برادر هستند. ثروتمند به دنبال فقیری می گردد تا به او صدقه دهد، انفاق و بخشش کند، اما کسی را نمی یابد.

تقدیر خداوند مهربان نیز برآن است تا مقدمات ظهور یکی پس از دیگری مهیا و جامعه اسلامی مشق انتظار و تمرین زمان ظهور را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. ظهور حضرت مهدی ارواحنافداه، همانند پازلی است که تمام قطعات آن یکی پس از دیگری باید چیده شود تا آن شیرین‌ترین اتفاق جهان به وقوع بپیوندد. حضور همگانی عاشقان خاندان وحی در موعد اربعین و بذل و بخشش‌های کریمانه در این مسیر، یک درس کلاس انتظار بود و حضور جوانان مدافع حرم، در راه پاسداری از ارزش‌های والای اسلامی و انسانی، و تقدیم جان شیرین خویش در این مسیر ملکوتی، درسی دیگر.

بذل و بخشش جان و مال در مسیر اهل بیت علیهم السلام، به یک فرهنگ تبدیل گشت. فرهنگی که همگان به آن افتخار می کنند و آرزوی بودن در آن مسیر را دارند. اما این پایان کلاس انتظار نیست. خدمت عاشقانه به مردم و تلاش برای رفع گرفتاری‌های آنان نیز باید به یک فرهنگ و حرکت عمومی تبدیل می گشت، که این سیل اخیر این فرصت را فراهم نمود. سیلی که در استان‌های گلستان، لرستان و خوزستان و دیگر نقاط کشورمان به وقوع پیوست، اگر چه، دردآور بود و مصیبت‌ها و سختی‌های فراوانی برای هموطنان عزیزمان به بار آورد، اما در پس این حقیقت تلخ، واقعیتی شیرین رُخ نشان داد و آن سیلِ مهربانی بود که نه تنها از جای جای کشورمان، بلکه حتی از کشورهای همسایه نیز این سیل مهربان به راه افتاد و گرد و غبار غم و غصه را از چهره زیبای شهرهای سیل زده، زدود.


همه آمده بودند. با عشق و اخلاص عجیبی پای در میدان عمل و خدمت گذاشته بودند. از نیروهای جان بر کف سپاه، ارتش و بسیج گرفته تا طلاب و روحانیون، دانشجویان و حتی دانش آموزان سیزده ساله. کارگر و کارمند، پیر و جوان، همه آمده بودند تا برگ زرین دیگری به افتخارات این مرزو بوم افزوده و بخش دیگری از جاده ظهور را هموار کنند. دست تقدیر خداوند متعال  صحنه‌های شگفت آوری را به نمایش گذاشته بود. صحنه‌هایی که تداعی‌گر عصر ظهور بود. آنچه که از زمان ظهور در کتاب‌ها خوانده و در منبرها شنیده بودیم را می‌شد به راحتی آنجا دید. هر کسی با هر مقام و منصبی، خالصانه و بی‌ریا، مشغول خدمت بود. در گوشه‌ای سرداری، بیل به دست مشغول کار بود و آن طرف‌تر، پزشکی مجاهد، گل و لای کوچه‌ها را به جان می‌خرید تا خود را به بیماران سیلزده برساند. در یکی از کوچه‌ها، یک روحانی را دیدم که با لباس بسیجی و عمامه گِلی‌اش، به هزار زحمت از شیشه شکسته بالای در سرویس بهداشتی خانه‌ای وارد شده تا گل و لای آن را خالی کند و پس از اتمام کارش هم از صاحبخانه بخاطر طول کشیدن کارش عذرخواهی می‌کند و آن سوتر، یک گروه فرهنگی، بچه‌های خانواده‌های سیلزده را که در کلاس‌های یک مدرسه اسکان داده شده‌ بودند را، به بازی گرفته و لبخند را مهمان لب‌های آنان می‌کردند.

در پلدختر، با آن که بسیاری از خانه های سیلزده‌اش، بیش از یک متر با گِل پوشانده شده بود و تمام وسایل زندگی ساکنانش را با خود سیلاب با خود برده بود، صحنه‌های زیبایی از همدلی، نوعدوستی و خدمت را می‌شد دید. صحنه‌هایی که تا در آنجا نباشی نمی‌توانی باور کنی. گروه اقلیت‌های دینی که از تهران آمده بودند، در کوچه‌ای مشغول کار بودند و در کوچه‌ای دیگر، طلبه‌های پاکستانی، که حتی نمی توانستند فارسی صحبت کنند، در حال کار بودند. در محله ای دیگر، جوانان عراقی که چند روزی بود برای کمک به سیلزده ها وارد  ایران شده بودند، در حال کمک به نیروها بودند و آن طرف تر، دانشجویان خارجی مقیم ایران. کوچه دیگری را هم، مجاهدان فاطمیون. برادران افغانی مدافع حرمی که اینک به یاری مردم پلدختر شتافته بودند. صحنه های عجیبی بود. دل انسان با دیدن این همه مهربانی و نوعدوستی به وجد می‌آمد. دیدن این همه زیبایی، خستگی را از تن بیرون می‌کرد و نشاط بی‌نظیری به روح و روان انسان تزریق می‌کرد. می‌دانستم که در جاده ظهور قدم بر می‌دارم، خدا هم می‌خواست به این باورم، مُهر تاییدی بزند، کسی را سر راهم قرار داد. در حال سرکشی از کوچه‌ای بودم که پیرزنی مرا صدا زد و گفت به کمکش بروم تا فرشش که تنها باقی مانده وسایلش بود را گوشه‌ای پهن کنیم تا خشک شود. با دوستان همراهم به یاری‌اش رفتیم. پیرزن آرام و مهربانی بود. همسرش فوت شده و تحت پوشش کمیته امداد بود.  آن طور که خودش می گفت، یکبار دیگر در زمان جنگ تحمیلی هم خانه و وسایلش بر اثر بمباران از بین رفته بود و این دومین تجربه خانه خرابی‌اش بود. خواستم دلداریش دهم. به او گفتم مادر خدا به شما سلامتی بدهد. جوابی داد که مو به تنم سیخ شد. گفت: مادر من کی هستم، خدا به امام زمان سلامتی بدهد. با خودم گفتم، عجب معرفتی دارد این مادر. در اوج سختی و گرفتاری، امام زمانش را به خودش ترجیح می‌دهد و به فکر سلامتی اوست!  

اما در بین این صحنه‌های زیبا، صحنه‌ای دیدم که به قلبم فشار آورد. تا ساعت‌ها ذهنم را مشغول و خاطرم را مکدر کرد. محل اسکان گروه ما، مدرسه‌ای دو طبقه‌ای بود، که کلاس‌های طبقه بالای آن را به خانواده‌های سیلزده‌ای که جایی برای اسکان نداشتند قرار داده بودند. مدرسه هم تنها چند سرویس بهداشتی در گوشه‌ای از حیاط داشت. غروب یکی از روزها، که از تازه از خدمت مقدس گل‌روبی، برگشته بودیم و در صف سرویس بهداشتی بودیم، دو نفر از خانم‌هایی که در آنجا ساکن بودند برای استفاده از سرویس بهداشتی به میان جمعیت آمدند. با اینکه رفقا آنجا را خلوت کردند، اما خیلی ناراحت شدم. به رفقا گفتم، چقدر دردآور است. تصور کنید خانواده خود ما اینجا می‌بودند. چقدر برای‌مان سخت می‌بود. ای کاش خیرین، موکب‌ها، هیئت‌ها و گروه‌های جهادی که عمدتا در حال تدارک آب و غذا، یا پاک سازی و بازسازی منازل هستند به این نیاز ضروری هم توجه می‌کردند تا امثال این بندگان خدا مجبور نباشند، برای رفع نیاز، از جلوی نامحرم رد شوند و...

وجود سرویس بهداشتی و حمام در مناطق آسیب دیده از سیل یا زلزله، از ضروری‌ترین نیازهایی است که متاسفانه کمتر به آن توجه می‌شود. احتیاج به سرویس بهداشتی، نیازی طبیعی و ضروری است که باید به آن عنایت ویژه‌ای نمود. استفاده از حمام و رعایت نظافت و پاکیزگی نیز، هم ضروری و لازم است و هم باعث نشاط و سرزندگی می‌گردد. از این رو برای آن فکری کرد و چاره‌ای اندیشید.

اما نکته‌ای که باید به آن توجه نمود این است که احتمال وقوع سیل و زلزله، در هر زمانی وجود دارد. از این رو عقل سلیم ایجاب می‌کند که پیش‌بینی‌های لازم برای کم کردن سختی‌های این بلایای طبیعی صورت گرفته و مقدمات لازم را فراهم نمود. برای این کار، راه‌های مختلفی وجود دارد که در این میان وقف یکی از بهترین راهکارهاست. خیرین و نیکوکاران می‌توانند با مشارکت، اقدام به خرید و وقف کانکس‌های سیارِ سرویس بهداشتی، حمام و ماشین‌های لباس‌شویی صنعتی، خدمتی جاودانه و ماندگار به مردم آسیب دیده از بلایای طبیعی در هر منطقه و مکانی نمود.

یقینا تهیه و وقف سرویس بهداشتی سیار، یکی از بهترین کارهایی است که می‌تواند صورت گیرد هر چند در اوج گمنامی باشد و کسی جز خدا، بانیان و واقفان خیراندیش آن را نبیند و نشناسد.

از آنجا که نیاز به استفاده از سرویس بهداشتی، حمام و... نیازی طبیعی، ضروری است و تهیه و وقف لوازم بهداشتی آن، خدمتی آبرومندانه به بندگان خدا، و در جهت حفظ کرامت انسانی و ارج نهادن به حیا، عفت  و در نتیجه سلامت همگانی است، قطعا چنین خدمتی، گام برداشتن در مسیر ظهور است که اجر و پاداش فراوانی هم خواهد داشت.




طبقه بندی: وقف،  اوصاف شیعیان،  فضائل اخلاقی،  در محضر خوبان (سیره اهل بیت)، 
برچسب ها: خدمت به سیلزدگان، نشانه های ظهور، پازل ظهور،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.