تبلیغات
نسیمی از آسمان - رازِ بی‌نیازی
نسیمی از آسمان
دست‌نوشته‌ها و دل‌مشغولی‌های حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 دی 1393 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

هر كسی بی نیازی را دوست دارد و برای رسیدن به آن تلاش می كند. چرا كه بی نیازی را مایه آرامش و آسایش مادی خود می بیند. راه های مختلفی را هم برای رسیدن به نیازی طی می كنند كه می توان همه آنها را در سه كلمه زر، زور و تزویر خلاصه نمود.

برخی بی نیازی را در جمع کردن پول و ثروت می بینند از این رو از هر طریقی كه بتوانند به جمع ثروت كسب درآمد مشغول می شوند. هر كاری كه  درآمد بالاتری داشته باشد را نشانه گرفته و هر چه بتوانند از عمرشان مایه می گذارند، تا آنجا كه آرامش خود و خانواده خود را به هم می ریزند تا به ساحل آرامش برسند. گاهی آنچنان غرق كار و كسب درآمد و افزایش ثروت می شوند كه به كلی زندگی و هدف آن را از یاد می برند. حتی گاهی جوانی و عمر خود را به پای آن می ریزند و فرصت بی بدیل زندگانی را بی آنكه بتوانند از ثروتی كه كسب كرده اند استفاده كنند، از دست می دهند.

برخی نیز برای رسیدن به بی نیازی و آسایش، آرامش دیگران را به هم می ریزند. پایشان را روی شانه های دیگران می گذارند تا به نان و نوایی برسند. به هر شكل و صورتی بتوانند به دیگران ظلم می كنند تا جیب خود را بیشتر پُر كنند. منفعت طلبی و سودجویی را بر هرچیزی ترجیح می دهند. در این راه نیز، هرچه از دستشان بیاید دریغ نمی كنند. از كم فروشی و احتكار گرفته تا دزدی و اختلاس و... خلاصه از هر دیواری كه بتوانند بالا می روند تا كیسه بی انتهای حرص و طمع خود را پُر كنند.

برخی دیگر نیز راه تزویر را پیش گرفته و با هزار دوز و كلك، به تكاپوی رسیدن به بی نیازی می افتند. با هزاران مكر و نیرنگ به جان دیگران می افتند تا هرچه  می توانند از دیگران كنده و به مال خود بیفزایند. زالوصفت به جان مردم می افتند تا خود را پروارتر كنند. گرگ هایی هستند كه لباس میش برتن كرده و دنبال طعمه های چرب و شیرین می روند. گاهی با مظلوم نمایی، حس ترحم دیگران را بر می انگیزند، گاهی با وعده و عید، تا اینگونه نیاز خود را برطرف نموده و بی نیاز شوند.

خلاصه هر كس راهی را پیش می گیرد، غافل از آنكه آن ره كه می روند بیراهه است.

اما هركس می خواهد راه رسیدن به بی نیازی را پیدا كند بهتر است گوشِ جان به توصیه امام هادی علیه السلام بسپارد كه فرمود:

بی نیازی كاستن آرزوها و خشنودی به مقدار كفایت است.

اگر كسی عنان وجود خود را به دست آرزوهایش بسپارد روح و روانش به هم ریخته و بی‌چاره می شود. چرا كه، نه آرزوهایش انتها و آخری دارد و نه، خواستنی ها و تنوع كالاها و نوبه‌نو شدن وسایل زندگی تمام شده و به آخر می رسد. از این رو باید اختیار خود را به دست قناعت و ساختن با آنچه كه میسور و موجود است سپرد. گاهی شاید لازم باشد، انسان وقتی چشمش به وسیله جدیدی می افتد و خیال، نیاز به آن را ترسیم و در نهایت، نسبت به آن، دلمشغولی پیدا می كند، عاقلانه فكر كند و ببیند كه  اگر آن وسیله را نداشته باشد چه اتفاقی افتاده و چه مشكلی پیش می آید؟ اگر اینگونه رفتار كند خواهد دید بسیاری از خواستنی‌هایش غیرضروری می شود و آنگونه كه خیال می كرد، نداشتنش خلل و ضرری به زندگی‌اش وارد نمی‌كند.

اگر انسان برنامه زندگی اش را بر اساس اسباب و وسایلی كه او را كفایت می كند، بچیند، دیگر نه نیاز به حرص و طمع پیدا می كند و نه نیازی به زور و تزویر. وقتی عنان وجودش را از دست تعلقات، خواهش های نفس و آرزوهای بیش از اندازه بگیرد، آزاد می شود. وقتی هم كه آزاد شد، آرامش و آسایش را پیدا می كند و می تواند با خیالی آرام زندگی نموده و از نعمت های الهی استفاده نموده و لذت ببرد.




طبقه بندی: برکرانه نور(شرح حدیث)، 
برچسب ها: بی نیازی، کفایت، آرامش،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.